فهرست مطالب
مقدمه: هر کار را باید از راه خودش انجام داد!
پیشگفتار
دستورالعمل جامع قرائت قرآن
الف) ضرورت بحث
ب) در ارتباط با قرآن چه کردهایم؟!
ج) معنای صحیح قرائت
شاهد قرآنی
شاهد روایی
د) روش صحیح قرائت قرآن؛ دستورالعمل نفوذ به قرآن در سطح قرائت
پیشنهاد برنامۀ عملی و نحوۀ اجرا
1. پیوستگی قرائت
2. کمیّت قرائت
3. زمان قرائت
4. مکان قرائت
5. توجه به عظمت قرآن و قرآنآفرین
6. توجه به وسائط فیض و ادای احترام به ایشان
7. کسب طهارت باطنی
8. رعایت آداب ظاهری قرائت
[1] با وضو بودن
[2] مسواکزدن
[3] رو به قبله بودن
[4] با احترام در مقابل قرآن قرار گرفتن
[5] خواندن دعاهای قبل از قرائت
[6] استعاذه
[7] صلوات بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم
[8] تسمیه
[9] از روی قرآن خواندن
[10] با صوت زیبا و محزون خواندن
[11] با تأنی خواندن و شتاب نداشتن
[12] خواندن دعای ختم قرآن
9. رعایت آداب باطنی قرائت
[1] قرائت با اخلاص
[2] قرائت عاشقانه و با شور و عشق
[3] قرائت با خضوع و خشوع و رقّت قلب (تأثّر)
[4] قرائت با حضور قلب و فراموش کردن غیر خدا
[5] خود را مخاطبِ کلام خداوند دیدن (تخصیص)
[6] خود را مخاطب خداوند دیدن (ترقّی)
10. خواندن با درک معنا
11. پیگیری سؤالات و ابهامات
12. مراجعه به تفسیر
13. تفکر و تدبر در آیات قرائتشده
14. با تفکر، خود را در متن آیات قرار دادن و محک زدن
15. توجه و برخورد صحیح با محکمات و متشابهات
دو پرسش مهم
1. چرا در قرآن کریم آیات متشابه وجود دارد؟
2. حقیقت و علت کثرت آیات عذاب چیست؟
16. قرائت برای افزایش محبت خداوند
نکتۀ پایانی
فهرست منابع
مقدمه: هر کار را باید از راه خودش انجام داد!}ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَتۡلُونَهُۥ حَقَّ تِلَاوَتِهِۦٓ أُوْلَـٰٓئِكَ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۗ وَ مَن يَكۡفُرۡ بِهِۦ فَأُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ{[1]
«كسانى كه كتاب [آسمانى] به آنان دادهايم، آن را به طورى كه شايسته آن است [با تدبّر و به قصد عمل كردن] مىخوانند آنانند كه به آن ايمان مىآورند، و كسانى كه به آن كفر مىورزند آنانند كه زيانكارند.»
با دقت، به روایات زیر توجه فرمایید:
(1) مَرَّ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ بِرَجُلٍ رَافِعٍ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ يَدْعُو؛ فَانْطَلَقَ مُوسَى فِي حَاجَتِهِ فَغَابَ عَنْهُ سَبْعَةَ أَيَّامٍ؛ ثُمَّ رَحَلَ إِلَيْهِ وَ هُوَ رَافِعٌ يَدَيْهِ يَدْعُو وَ يَتَضَرَّعُ وَ يَسْأَلُ حَاجَتَهُ؛ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ: يَا مُوسَى لَوْ دَعَانِي حَتَّى يَسْقُطَ لِسَانُهُ مَا اسْتَجَبْتُ لَهُ حَتَّى يَأْتِيَنِي مِنَ الْبَابِ الَّذِي أَمَرْتُهُ بِهِ.[2]
«حضرت موسیA از کنار مردی عبور کرد که دستش به آسمان بلند بود و پیوسته دعا میکرد. حضرت موسیA از کنارش گذشت و در پی کار خویش روان شد و هفت روز او را ندید.
پس از هفت روز به سویش بازگشت و مشاهده کرد همچنان در حال دعا و تضرع دستش به آسمان بلند است و حاجت میطلبد!
پس خداوند به آن حضرت وحی فرمود: ای موسی! اگر این مرد آنقدر مرا بخواند تا زبانش از کار بیفتد، دعایش را مستجاب نخواهم کرد تا اینکه از همان دری (و روشی) به سوی من بیاید که به او امر کردهام.»
(2) عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ A فِي قَوْلِ اللَّهِ «وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها» قَالَ: يَعْنِي أَنْ يَأْتِيَ الْأَمْرَ مِنْ وَجْهِهِ أَيِّ الْأُمُورِ كَانَ.[1]
«امام باقر A در معنای قول خداوند که فرمود «وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها» (به خانهها از درب آن وارد شوید) فرمودند: یعنی به هر كارى از راه و روش و جهت صحیح آن وارد شويد.»
(3) وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها، مَعْناهُ: وَ اطْلُبُوا الْخَيْرَ مِنْ وَجْهِهِ، وَ مِنْ عِنْدِ أَهْلِهِ.[2]
«}وَ أۡتُواْ ٱلۡبُيُوتَ مِنۡ أَبۡوَٰبِهَا{[3]، یعنی خیر و نیکی را، از راهش و از اهل آن باید طلب کنید.»
هر امری اگر از راه و روش صحیح انجام شود، نتیجۀ مطلوب میدهد؛ و اگر از راه نامطلوب و به روشی نادرست یا ناقص انجام شود، به نتیجۀ مطلوب نخواهد رسید و حتی ممکن است نتیجۀ منفی دهد، گرچه اصل آن کار، مطلوب و خوب باشد.
به عنوان مثال، امر به معروف اگر به روش نادرست انجام شود، نتیجهای جز دوری از معروف و اشاعۀ منکر ندارد و در حقیقت گرچه امر به «معروف» است اما خودِ آن «امر»، «منکر» میباشد. بدین جهت در آیۀ شریفه میفرماید:
}خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَ أۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَ أَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ{[4]
«عفو و گذشت را پیشه کن، و به کار پسندیده با روشی پسندیده فرمان ده، و از نادانان روی بگردان.»
با لطافتی در بیان، فرموده }وَ أۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ{ و نفرموده «وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ». بین امر به معروف و امر به عُرف، تفاوتهایی ذکر شده که یکی از آنها این است: }وَ أۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ{، پیام بیشتری نسبت به «وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ» دارد؛ یعنی علاوه بر اینکه امر به تمام معروفها میکنی، خودِ امر و نفس کار و روش و نحوۀ امر به معروف نیز باید معروف و به وجه حسن و پسندیده باشد. کسی که چنین کند، یعنی هم عمل خوب انجام دهد و هم عمل خوب را به خوبی و به روش درست و صحیح انجام دهد، اهل احسان خواهد بود و کارش نیز ثمرۀ احسن خواهد داشت و به نتیجۀ مطلوب خواهد رسید.
قرائت قرآن کریم نیز از این قاعده، مستثنا نیست؛ یعنی با اینکه قرائت و انس با قرآن کریم از برترین اعمال است، اما اگر به روش صحیح و جامع انجام نشود ممکن است آثار مطلوب آن، چنانکه شایسته است ظاهر نگردد و حتی در مواردی به جای شفا و رحمت، باعث خسارت گردد.
و اما ماجرای این نوشتار
چندی پیش، جوانان و دانشجویانی پاک و اهل دین، به این حقیر مراجعه نمودند و مطالبی قریب به این مضمون بیان کردند:
البته این جوانان، بهخاطر فطرت پاک و قلب سالمی که داشتند، مشکل را به خود نسبت میدادند نه به قرآن؛ احساس میکردند که خلأ و اشکالی در کارشان وجود دارد و این مسأله، آنها را رنج میداد و در پی رفع آن بودند.
در حقیقت، اشکال در عدم مواجهۀ صحیح فکری، روانی و رفتاری با قرآن است که نیاز به تصحیح فکر و حال و عمل دارد تا با روش صحیحی با قرآن مواجه شویم و در نتیجه، از آن کتاب آسمانی، بهرۀ مطلوب را ببریم و سبب مزید هدایت و شفا و رحمت ما گردد.
از آنجایی که این سؤال از جانب چند نفر در موقعیتهای مختلف تکرار شد، فکر نوشتن این مکتوب تقویت گردید و این مختصر، با قلّت اطلاعات و ضعفهای احتمالی، تدوین شد تا پاسخی باشد به این سؤال که:
«روش مطلوب قرائت قرآن کریم چیست؟ چگونه میتوانیم از این سفرۀ آسمانی بهرۀ هرچه بیشتر بگیریم؟ چه کنیم که هرچه بیشتر میخوانیم، هدایت، معرفت و عشق و محبت ما نسبت به قرآن و حق و حقیقت بیشتر شود و جان ما پاکتر و کاملتر گردد؟»
روشن است که «انسان» و «قرائت قرآن» دارای مراتب هستند که در این کتاب سعی شده تا حد امکان، درجات این مراتب ذکر گردد.
امیدوارم که این نوشته سبب انس بهتر و بیشتر با این گنجینۀ ملکوتی گردد.
و الحمد لله رب العالمین
پیشگفتار}فَٱقۡرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِ{[1]
«آنچه را از قرآن براى شما ميسر است بخوانيد.»
روایت ژرف و شریفی که در ادامه خواهد آمد، با اشارات بدیع و لطایف عمیقش، حاوی نکات فراوان و دربردارندۀ اصول و مراتب قرائت مطلوب است و در حقیقت، مطالب این نوشته (برنامۀ جامع و منظم قرائت قرآن) برگرفته از این روایت و شرح و توضیح این کلام شریف و نورانی است.
لطفاً به سادگی و با سرعت از آن عبور نکنید! قبل از مطالعۀ ادامۀ بحث و توضیحات، در حدیث شریف تفکر کرده، با دقت تمام و تأمل و توجه کافی، حقایق و معارف آن را صید کنید و پیامهای آن را به دست آورده، برای خود یادداشت فرمایید.
توجه داشته باشید که این تأملات و تمرینات، بیشتر از خواندن و مطالعۀ صِرف، ذهن و جان ما را تقویت خواهد کرد و اثر فوقالعادهای خواهد داشت.
امام صادق A میفرمایند:
مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ لَمْ يَخْضَعْ لِلَّهِ وَ لَمْ يَرِقَّ قَلْبُهُ وَ لَا يُنْشِئُ حَزَناً وَ وَجَلًا فِي سِرِّهِ فَقَدِ اسْتَهَانَ بِعِظَمِ شَأْنِ اللَّهِ تَعَالَى وَ خَسِرَ خُسْرَاناً مُبِيناً؛ فَقَارِئُ الْقُرْآنِ مُحْتَاجٌ إِلَى ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ: قَلْبٍ خَاشِعٍ وَ بَدَنٍ فَارِغٍ وَ مَوْضِعٍ خَالٍ؛ فَإِذَا خَشَعَ لِلَّهِ قَلْبُهُ فَرَّ مِنْهُ الشَّيْطَانُ الرَّجِيمُ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ؛ فَإِذَا تَفَرَّغَ نَفْسُهُ مِنَ الْأَسْبَابِ تَجَرَّدَ قَلْبُهُ لِلْقِرَاءَةِ وَ لَا يَعْتَرِضُهُ عَارِضٌ فَيَحْرِمَهُ بَرَكَةَ نُورِ الْقُرْآنِ وَ فَوَائِدَهُ؛ فَإِذَا اتَّخَذَ مَجْلِساً خَالِياً وَ اعْتَزَلَ عَنِ الْخَلْقِ بَعْدَ أَنْ أَتَى بِالْخَصْلَتَيْنِ خُضُوعِ الْقَلْبِ وَ فَرَاغِ الْبَدَنِ اسْتَأْنَسَ رُوحُهُ وَ سِرُّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ مُخَاطَبَاتِ اللَّهِ تَعَالَى عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَهُ الصَّالِحِينَ وَ عَلِمَ لُطْفَهُ بِهِمْ وَ مَقَامَ اخْتِصَاصِهِ لَهُمْ بِفُنُونِ كَرَامَاتِهِ وَ بَدَائِعِ إِشَارَاتِهِ؛ فَإِنْ شَرِبَ كَأْساً مِنْ هَذَا الْمَشْرَبِ لَا يَخْتَارُ عَلَى ذَلِكَ الْحَالِ حَالًا وَ عَلَى ذَلِكَ الْوَقْتِ وَقْتاً، بَلْ يُؤْثِرُهُ عَلَى كُلِّ طَاعَةٍ وَ عِبَادَةٍ، لِأَنَّ فِيهِ الْمُنَاجَاةَ مَعَ الرَّبِّ بِلَا وَاسِطَةٍ؛ فَانْظُرْ كَيْفَ تَقْرَأُ كِتَابَ رَبِّكَ وَ مَنْشُورَ وَلَايَتِكَ وَ كَيْفَ تُجِيبُ أَوَامِرَهُ وَ تَجْتَنِبُ نَوَاهِيَهُ وَ كَيْفَ تَتَمَثَّلُ حُدُودَهُ، فَإِنَّهُ كِتَابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ؛ فَرَتِّلْهُ تَرْتِيلًا وَ قِفْ عِنْدَ وَعْدِهِ وَ وَعِيدِهِ وَ تَفَكَّرْ فِي أَمْثَالِهِ وَ مَوَاعِظِهِ وَ احْذَرْ أَنْ تَقَعَ مِنْ إِقَامَتِكَ حُرُوفَهُ فِي إِضَاعَةِ حُدُودِهِ.[1]
«کسى که قرآن را تلاوت کرده و براى خداوند، خضوع ننماید و قلبش رقّت پیدا نکند و خوف و حزنى در عمق وجودش ایجاد نشود، هر آینه عظمت شأن پروردگار متعال را خوار و کوچک شمرده، و به خسارت آشکار و بزرگى دچار شده است.
پس قاری قرآن مجید محتاج به سه امر است: قلب خاشع، بدن فارغ، و محل خالى.
پس چون قلب انسان (هنگام قرائت) براى خداوند خاشع شد، شیطان رجیم از او فرار میکند (و از تصرف و وسوسۀ شیطان در امان خواهد بود)؛ خداوند متعال مىفرماید: پس هرگاه قرآن را قرائت کردی به خداوند متعال از شیطان مطرود پناه ببر.
و چون از اسباب و تعلقات دنیوى و گرفتاریهاى ظاهرى فارغ شد، قلبش از خطورات خالی گشته و صاف و فارغ، برای قرائت مهیّا میشود و خاطره و عارضهای برایش عارض نمیشود تا در نتیجه، از برکات انوار و فوائد و معارف و حقائق قرآن محروم شود.
و چون محل خالى و مجلس ساکت و بىمزاحمتى براى تلاوت قرآن مجید انتخاب کرده و از مردم کناره گرفت، البته بعد از رعایت دو شرط (خضوع قلبی و فراغت جسمی)، روح و سرّ و باطن وجودش با خداوند متعال مأنوس خواهد شد، و شیرینی و حلاوت گفتوگو و خطابهای خدای تعالی را با بندگان صالح خویش خواهد یافت، و لطف و مهربانى خداوند متعال را به آنان خواهد فهمید، و اختصاص آنان را به انواع کرامتها و اشارتهای ویژهاش، متوجه خواهد شد.
پس اگر جامى از این شراب نوشیده و از کرامات و اشارات و حلاوت کلام پروردگار متعال بهره برد، هرگز حال و وقتى را بر این حال و وقت و موقعیت، ترجیح نمیدهد؛ بلکه آن را بر هر طاعت و عبادتی برتری خواهد داد؛ زیرا او در چنین حال و وقتی، مشغول نجوا و صحبت خصوصی و خلوت و مناجات بیواسطه با پروردگار است.
پس در حال قرائت قرآن مجید، به دقت متوجه باش که چگونه و با چه حال و توجهى کتاب خداى خود را قرائت کرده، و منشور ولایت خود را مىخوانى! و چگونه اوامر او را اجابت نموده، و از نواهى او اجتناب کرده، و حدود و احکام آن را رعایت مىکنى! زیرا او کتاب عزیز و حقى است که باطل به هیچ نحو از پیشِ روى و پشت سرش به آن راه نخواهد یافت؛ نازلکنندۀ (حقایق) از سوی حکیم مطلق و ستودۀ محض است.
پس کتاب خداوند را به نیکویی ترتیل کن و در پیشگاه وعد و وعید آن توقف کن و در مَثَلها و مواعظ آن تفکر نما و مواظب باش که بهخاطر رعایت حروف و ظواهر و تجوید و...، حدود و حقایق آن را ضایع نکنی و از معانى و حقایق و حفظ آداب معنوى آن غافل نشوی.»
قرائت قرآن، وظیفۀ حداقلی و الزامی ما و تمامیِ مسلمانان نسبت به قرآن کریم است.
حضرت امیرالمؤمنین A به فرزندشان محمد بن حنفیه، چنین وصیت فرمودند:
وَ عَلَيْكَ بِقِرَاءَةِ الْقُرْآنِ وَ الْعَمَلِ بِمَا فِيهِ وَ لُزُومِ فَرَائِضِهِ وَ شَرَائِعِهِ وَ حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ وَ أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ وَ التَّهَجُّدِ بِهِ وَ تِلَاوَتِهِ فِي لَيْلِكَ وَ نَهَارِكَ، فَإِنَّهُ عَهْدٌ مِنَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَى خَلْقِهِ، فَهُوَ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَنْظُرَ كُلَّ يَوْمٍ فِي عَهْدِهِ وَ لَوْ خَمْسِينَ آيَةً؛ وَ اعْلَمْ أَنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ عَلَى عَدَدِ آيَاتِ الْقُرْآنِ، فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يُقَالُ لِقَارِئِ الْقُرْآنِ: اقْرَأْ وَ ارْقَ؛ فَلَا يَكُونُ فِي الْجَنَّةِ بَعْدَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ أَرْفَعُ دَرَجَةً مِنْهُ.[1]
«و بر تو باد قرائت قرآن، و عمل به آن، و ملازم و مواظب بودن نسبت به واجبات و احکام و دستورات و حلال و حرام و امر و نهی آن، و احیای شب با آن، و تلاوتش در شب و روزت؛ چرا که محققاً قرآن، عهدنامه و پیمانی از خداوند به سوی بندگانش میباشد. پس بر هر مسلمانی واجب است که در هر روز به عهد خدایش نظر کرده و آن را بخواند گرچه پنجاه آیه باشد؛ و بدان که درجات بهشت بر اساس تعداد آیات قرآن است، پس چون قیامت شود به قاری قرآن خطاب میشود: بخوان و بالا برو! پس در بهشت، بعد از درجۀ انبیاء و صدیقین، کسی از او برتر نیست.»
بر هر مسلمانِ طالب کمال، فرض و لازم است که خود را از غوغای روزمره نجات داده، هر روز در محفل اُنسی بنشیند و با خداوند خویش خلوت نماید؛ به سخن او گوش بسپارد و کلام خالق مهربان را قرائت کند. پس باید این وظیفۀ سهلِ حداقلی را به احسن وجه انجام دهیم و در آن سهلانگاری نکنیم.
ضمن اینکه قرائت حقیقی قرآن، اکسیر اعظم است و قاری واقعی قرآن، خود، کیمیای عظیم میگردد؛ و از سوی دیگر، برخی قاریان در لسان صاحبان شریعت، نکوهش شده و بلکه مورد لعنت واقع شدهاند.
از حضرت امام محمد باقر A روایت شده که میفرمایند:
قُرَّاءُ الْقُرْآنِ ثَلَاثَةٌ: رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَاتَّخَذَهُ بِضَاعَةً، وَ اسْتَدَرَّ بِهِ الْمُلُوكَ، وَ اسْتَطَالَ بِهِ عَلَى النَّاسِ؛ وَ رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَيَّعَ حُدُودَهُ، وَ أَقَامَهُ إِقَامَةَ الْقِدْحِ؛ فَلَا كَثَّرَ اللَّهُ هَؤُلَاءِ مِنْ حَمَلَةِ الْقُرْآنِ! وَ رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَوَضَعَ دَوَاءَ الْقُرْآنِ عَلَى دَاءِ قَلْبِهِ، فَأَسْهَرَ بِهِ لَيْلَهُ، وَ أَظْمَأَ بِهِ نَهَارَهُ، وَ قَامَ بِهِ فِي مَسَاجِدِهِ، وَ تَجَافَى بِهِ عَنْ فِرَاشِهِ؛ فَبِأُولَئِكَ يَدْفَعُ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْبَلَاءَ، وَ بِأُولَئِكَ يُدِيلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْأَعْدَاءِ، وَ بِأُولَئِكَ يُنَزِّلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْغَيْثَ مِنَ السَّمَاءِ؛ فَوَ اللَّهِ لَهَؤُلَاءِ فِي قُرَّاءِ الْقُرْآنِ أَعَزُّ مِنَ الْكِبْرِيتِ الْأَحْمَرِ.[1]
«قاریان و خوانندگان قرآن سه دستهاند:
اول: مردى که قرآن را میخواند و آن را سرمایۀ کسب دنیوى خویش قرار داده، و به واسطۀ آن از ملوک و حُکام پیوسته جیره مىخورد! و با خواندن آن و درس آن، لقمه نانى تهیه کرده، عیش و بساط خود را گسترده است؛ و به دارا بودن آن
دستورالعمل جامع قرائت قرآناز رسول اکرم G روایت شده که میفرمایند:
أَفْضَلُ عِبَادَةِ أُمَّتِى قِرَآءَةُ الْقُرْآنِ.[1]
«برترین عبادت امت من، قرائت قرآن است.»
اولین گام در ارتباط و انسبا قرآن، ارتباط در سطح قرائت است. بنابراین قرائت قرآن به صورت صحیح (قرائت، آنگونهکه باید باشد)، اولین دریچه به سوی دریای انوار قرآنی است. به همین جهت، دستورعمومی قرائت قرآن، خطاب به همۀ مسلمانان صادر شده است که:
}فَٱقۡرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِ{[2]
«آنچه را از قرآن براى شما ميسّر است بخوانيد.»
رسول خدا G نیز چنینتوصیهای به همۀ مؤمنین داشتند، تا حدی که خود آن حضرت از بعضی اصحاب میخواستندتا برای ایشان قرآن بخوانند.[3]
بحث را در چند محور پی میگیریم: