بسم الله الرحمن الرحیم
قال الحسین (عليه السّلام): «إنَّ النَّاسَ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ فَإذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُونَ» [1] از امام حسین علیه السلام نقل است که میفرمایند: همانا مردم بندههای دنیا هستند، و دین، تنها لقلقۀ زبان آنهاست؛ و تا وقتی که دین به زندگی آنها آسیبی نرساند و با منافع آنها در تضاد نباشد، با دین همراهاند؛ اما همین که امتحان پیش آید، معلوم خواهد شد که دینداران چه بسیار اندکاند!
مردم زمان امام حسین (عليه السّلام) که پسر پیغمبرشان را یاری نکردند، کافر و یا بتپرست نبودند، بلکه مسلمانانی بودند که همچون ما اعمال عبادی خود را انجام میدادند؛ اما چه شد که امام خود را تنها گذاشته و در مقابل وی شمشیر کشیدند؟!
مگر نه این است که هزاران نفر به حضرت اباعبدالله (عليه السّلام) نامه نوشتند و ندای «العجل العجل» [2] سر دادند؟! پس چه شد که در این امتحان الهی مردود شده و زمین خوردند؟! مگر سبک زندگی و نوع دینداری کوفیان چگونه بود که باعث انحرافشان شد و آنها را در صف مقابل امام حسین (عليه السّلام) قرار داد؟! نکند ما هم همچون آنان باشیم؟!
به راستی منشأ دینداری نامطلوب آنها چه بود؟ و اساساً چه تفاوتی بین دینداری حسینی و دینداری کوفی وجود دارد؟
جریان کربلا، به ما روش «زندگی الهی» و روش «دینداری حسینی» میآموزد. بنابراین اگر میخواهیم زندگی خود را بر اساس یک زندگی حسینی و الهی پیریزی کنیم و در این جهت گام برداریم، لازم است قواعد چنین زندگییی را بدانیم و نسبت به آنها پایبند باشیم تا مبادا خدای ناکرده ما هم از یاری امام معصوم (عليه السّلام) جا بمانیم.
در این مجموعه، به تبیین برخی از «قواعد زندگی الهی» پرداخته شده است.